دل تنگ
يكشنبه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۱، ۱۰:۴۳ ب.ظ
کفــش که تنــگ باشد ،
پا زخمی میشود ؛
وای به حال دل تنــگ ...
پا زخمی میشود ؛
وای به حال دل تنــگ ...
قایم کنم کفــشاتو مــن ؛
تا تــو نـــریــــــ ...
عـشــق میخواهد ؛
تا زنـــدگی جریان بگیرد ...
بعضیها بالای خط فقـــر هستند ؛
اما زیر خط فهــــم ...
ولی چه افــسـوس ،
کــه بالـــم شکــسته ...
چه کردهای با مــن ،
که هنوز ،
هر شب ،
ز پیات میدوم من ...
بگذار سر بسته بماند گلههایم ...
روی کسی دست گذاشتهای ،
که همهی دنیای من است ... ؛
او را از من مگیر ... ؛