صاحب خانه
شنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۱، ۱۲:۲۴ ق.ظ
میگویند: دل خانهی خـــداست ؛
دوست دارم ،
کلیـــدش را بدهم دست خودش ...
دوست دارم ،
کلیـــدش را بدهم دست خودش ...
بعدها که بیفرهنگتر شدیم ،
یک دقیقه سکوت ؛
حالا هم یک پیامک بدون متن ؛
و ادامه دارد سقوط آزاد فرهنگی ما ...
تا کجا !؟ ...
پ.ن: اشاره به برنامه نود این هفته
خیلی ساده و بیتکلف ،
تو را صدا میزنم ...
اما وقتی به تو فکر میکنم ،
ابرهای سیاه دور میشوند ،
و باران هر وقت بگویم میبارد ...
که زخـــم دلـــت از آنها ،
بزرگتر از زخم ســرت است ...
گاهی دلش میخواهد ،
کفشهایش را در بیاورد ،
یواشکـی ،
پاورچین پاورچین ،
از این جسم خاکی دور شـود ؛